شهاب الدين احمد سمعانى

495

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

است و مملكت داشتن نه كار مستان است . و آن مستى كه موسى كرد كه أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ ، هم از اين شراب بود . اى موسى ديدار از تو دريغ نيست ، ليكن هنوز مستى ، باش تا هشيار شوى . چون هشيار گشت گفت : تبت اليك . و آن مهتر مملكت و گوهر عصمت و آفتاب سعادت و نقطهء سيادت شب معراج بر قبهء قاب قوسين اين گفت : لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا . بار خدايا اگر در مستى سخنى گويم ما را بمگير . همه را از شراب أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ مست كرده است و دنيا فراز و نشيب آفريده است و به امر و نهى آب زده ، و مرد مست را به عالم نشيب و فراز فرستاده است و مشيّت را فراز كرده است تا دست مىزند و كس را زهرهء دم زدن نه . بيت ما را به سرِ چاه برى دست زنى * لَا حَوْل كنى و دست بر دست زنى 19 آرى در چنين خطر راه ، و مرد مست ، و نشيب و فراز خطاب مىرسد كه فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ . هان اى مرد مست راست رو ، كه پشّهء لنگ كه يك پرّ و يك پاى و يك چشم ندارد آن ديگر كه دارد بر هم بندند و در درياى آتش افكنند يا در درياى آب ، و خطاب مىفرستد كه هان تا پرّت نسوزد و تر نگردد . بيت شه گفت مرا كه مَىْ خور و مست مشو * اى شاه هر آنكه مَىْ خورد مست شود 20 امّا قيّوم مبالغت است از قايم 21 ، و هر كه اعتقاد كرد كه حق - جلّ جلاله - قيّوم است از كلّ تدبير برآسود / b 166 / و به راحت تفويض افتاد . و گفتهء ايشان است : من اهتمّ للخبر فليس عند اللّه قدرة . اختلاف نسخه‌ها